






نه باورم نميشه كه تو منو از ياد ببري
تولدم شد بيوفا از تو نيومدخبري
چشماي من خشك شد به در... 
حالا كي بيوفاتره؟؟؟
بالو پرش دادم ولي ديگه واسم نميپره
اينو بدون دستاي من گرمي دستاتو ميخواد
تو روبه عشقمون قسم
اون روزارو يادت بيار
حتي ديگه خدامونم به دادمون نمي رسه
گريه نكن كه دستمون به دست هم نميرسه
توروخدا بهش بگين صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا خوشي به من نيومده؟
بهش بگين سراغشو از كس وناكس ميگيرم
بهش بگين اگه نياد تو انتظارش مي ميرم
آخه چرا نگاه اون چنگي به دل نميزنه؟
ميگن يكي تو قلبشه جونمو آتيش مي زنه
فقط خدا ازت ميخوام دست توي دستاش بزارم
جز آرزوي ديدنش هيچ آرزويي ندارم
بازم ميگم دوست دارم كاش عشقمون جون بگيره
برگرد بيا به كلبمون تا سروسامون بگيره
ببخش اگه قسمت نشد توي چشات نگاه كنم
يا سر روشونت بزارم اسم توروصدا كنم
توهم منو بزار برو امابدون رسمش نبود
جز تو آخه كي يو دارم ؟دليل رفتنت چي بود؟
اونكه نخواست پيشم باشي بايد خودش صبرم بده
خدا گرفتي عشقمو جواب قلبمو بده






تعجب نکن چرا گریه نمی کنم![]()
بی تو یک عمر واسه گریه کردن
فرصت دارم اما...
اما برا دیدن تو همین
لحظه باقیه..![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:52 توسط خوشگل مو طلايي |
غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم
حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم
تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو
سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو
اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی
من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی
کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبود
هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود
انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی
منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی
یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده
نمیشه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده
تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته
انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته
تقصیر هردومون بوده ما عشق و نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم
باید یکی از ما دو تا غرور و میذاشت زیر پا
آروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش
جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست
سواره هرگز باخبر از غصه پیاده نیست
توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت
حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت
حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم
ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها میمونم
کاش توی دنیا هیچکسی قربونیه غرور نشه
راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:53 توسط خوشگل مو طلايي |
تنها مي رم،
تنها ميام،
سزاي من تنهاييه
تنها شديم منو دلم عاقبتم جداييه
تنها گذاشتي منو تو آخر بي وفاييه
توي دلم به جون تو جات خيلي خيلي خاليه
به تو نگم به كي بگم؟
اين روزا دارم مي ميرم
اينقدر آتيشم نزن
قلبمو پس نمي گيرم...
دعا كنون ،گريه كنون،
سرموبالا مي گيرم
همش به فكرم كه يه روز
تو رو دوباره ببينم
همش ميگم خدا خدا تا كي باشم ازش جدا...؟
رفته ولي دلم براش پر مي زنه بي انتها...
رفتن تو چيزي نبود برام به جز اين غصه ها
مي ميرم وزنده ميشم تا بگذرن اين لحظه ها
به تو نگم به كي بگم؟
اين روزا دارم مي ميرم
اينقدر آتيشم نزن
قلبمو پس نمي گيرم...
خواستي بهم فكر نكني
يادت بره قرار ما
تا كي مي خواي فرار كني
از بازياي روزگار
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:3 توسط خوشگل مو طلايي |